تبليغاتX
دیالوگ - 14.یک فرغون مهدي!

دیالوگ

دیالوگ

 

مهدي آرمان‌گرا         ببينم، چي مي‌نويسي؟ از صبح تا حالا هي مي‌نويسي، هي خط مي‌زني...

مهدي بي‌چاره          ديالوگ مي‌نويسم. واسه‌ي وبلاگ.

مهدي آرمان‌گرا         تشريف بيارين دوستان، آقا ديالوگ مي‌نويسن!

مهدي سياسي        هه! حتماً درباره‌ي زني كه به شوهرش خيانت مي‌كند، يا بالعكس! جماعت كبك‌صفت...!

مهدي قانع               بالاخره بايد يه‌چيزي نوشت ديگه. مي‌خواين بگين خيانت موضوع بي‌اهميتيه؟

مهدي آرمان‌گرا         نخير، موضوع بي‌اهميتي نيست. اما تا كي؟ چقدر؟ پس عصيان هنرمند چي‌ مي‌شه؟ هنر بدون عصيان يعني ننگ!

مهدي شهوت‌ران       كوتاه بيا برادر. اتفاقاً به عقيده‌ي بنده تم خيانت خيلي هم خوبه. اصولاً خانوما خيلي سريع جذب اين‌جور نوشته‌ها مي‌شن! ضمناً علاقمند مي‌شن با نويسنده‌هاشون هم آشنا بشن!

مهدي سياسي        همينه ديگه! اهالي قدرت براي پيشبرد منافعشون به شماها نياز دارن. سرمايه‌داري هميشه پرولتاريارو درگير حيواني‌ترين نيازهاش مي‌كنه تا به منافع امپرياليستي خودش دست پيدا كنه!

مهدي بي‌چاره          آقايون، توروخدا يه‌جوري حرف بزنين كه منم سر دربيارم.

مهدي آرمان‌گرا         مسأله مسأله‌ي تعهده. واقعاً وظيفه‌ي تو به‌عنوان يه هنرمند چيه؟ تو بايد نيازهاي اجتماع‌رو فرياد بزني.

مهدي شهوت‌ران       حرف منم همينه. اولين نياز بشر نياز جنسيه!

مهدي قانع               خدارو شكر كه كوچه پس‌كوچه‌هاي اين مملكت پر از برطرف‌كننده‌هاي نياز جنسيه!

مهدي بي‌چاره          نه بابا، اينطورام نيست كه شما مي‌گين...

مهدي سياسي        اتفاقاً من با ايشون موافقم. چه مخدّري بهتر از اين؟ قدرت حاكمه، توده‌رو با اين‌جور چيزا مشغول مي‌كنه تا با خيال راحت به مقاصد پليدش برسه.

مهدي آرمان‌گرا         و اين هنرمنده كه بايد جامعه‌رو بيدار كنه. كي‌ بايد جلوي اون نونواي فرصت‌طلب كه نون‌رو سه‌برابر قيمت مي‌فروشه قد علم كنه؟

مهدي بي‌چاره          من چه مي‌دونم؟

مهدي آرمان‌گرا         تو بايد مردم رو تهييج كني كه اون نونوا‌رو بگيرن بندازن تو تنور.

مهدي قانع               اون‌وقت همون نونِ سه‌برابر قيمت هم گير كسي نمياد.

مهدي شهوت‌ران       و همه از گرسنگي مي‌ميرن. فكرشو بكن، گرسنگي!

مهدي سياسي        بالاخره هر حركت انقلابي قربانياني هم داره. عده‌اي فدا مي‌شن تا خلق به رستگاري برسه!

مهدي بي‌چاره          ولي من دلم نمي‌خواد جزو اون قربانيان باشم. من زندگي‌مو دوست دارم.

مهدي آرمان‌گرا         مرگ بهتر از اين زندگي ننگينه!

مهدي قانع               بالاخره زنده بودن هم خودش موهبتيه، بد مي‌گم؟

مهدي شهوت‌ران       درسته، مگه منِ نوعي چقدر فرصت زندگي دارم؟ تا هستم بايد لذت ببرم.

مهدي سياسي        براي همينه كه هميشه سايه‌ي سياه تفكر هژمونيك روي سر ملت باقي مي‌مونه!

مهدي بي‌چاره          ببينيد، ديگه داريد زيادي شلوغش مي‌كنيد. طبق يه سنت قراردادي، امروز نوبت منه كه توي وبلاگ يه ديالوگ كوتاه بنويسم. اين چه ربطي به عصيان و لذت و توده و اين‌جور چيزا داره آخه؟

مهدي آرمان‌گرا         يعني وظيفه‌ي تو همينه؟ كه دو هفته يه‌بار يه ديالوگ احمقانه‌ي روشنفكري توي اون وبلاگ درپيتت بنويسي و تموم؟ بعدشم چهارتا آدم از خودت منفعل‌تر بيان بنويسن: "وبلاگ خوبي داري، به منم سر بزن". اينه رسالت تو؟

مهدي بي‌چاره          هوي... به خودم هرچي مي‌خواي بگو، اما حق نداري به مخاطبين من توهين كني.

مهدي آرمان‌گرا         افراد بخندن! مخاطبين! بد نيست يه نگاهي به تعداد نظرات پست قبليت بندازي ببيني چندتان...

مهدي قانع               بالاخره اول كاره. نبايد توقع زيادي داشت.

مهدي شهوت‌ران       ضمن اينكه بايد توجه كرد چند‌تاشون دخترن...!

مهدي سياسي        اين وبلاگا هم يكي ديگه از حربه‌هاي قدرت حاكمه‌ست براي...

مهدي بي‌چاره          اَه... حالم به‌هم خورد. اگه گذاشتين اين ديالوگ كوفتي‌رو بنويسم... آخه بابا قدرت حاكمه به من چه؟ من كارم اينه كه بنويسم، همين.

مهدي آرمان‌گرا         همين؟ همين؟! چطور مي‌توني اين حرف‌رو بزني درحالي‌كه هم‌وطن تو توي شمال كشور گاز نداره و داره از سرما مي‌لرزه؟ مگه همين ديروز نبود كه اون دوستت... اسمش چي بود؟

مهدي بي‌چاره          اسمال...

مهدي آرمان‌گرا         بله... همين آقاي اسمال زنگ زد و گفت كه حتي نون براي خوردن ندارن؟ چطور مي‌توني بي‌تفاوت باشي؟

مهدي بي‌چاره          آخه من چه كاري از دستم برمياد؟

مهدي سياسي        تنوير افكار عمومي! تو بايد با نوشته‌هات ملت‌رو آگاه كني كه اين اتفاقات پيامد سياست‌هاي غلط دولت و قوه‌ي حاكمه‌ست و يكي از نشونه‌هاي تحريم‌هاي اقتصادي دنيا عليه ماست.

مهدي بي‌چاره          بابا جون، من نويسنده‌ام، نه ناطق سياسي.

مهدي قانع               ضمناً زبان سرخ، سر سبز مي‌دهد بر باد!

مهدي سياسي        سر و جانم فداي وطن!

مهدي بي‌چاره          آخه بي‌انصافا، من مي‌خواستم دو كلمه چيز بنويسم. واسه من ميتينگ راه انداختين؟

مهدي شهوت‌ران       اين كارا همش يه‌جور خودنماييه براي جذب جنس مادينه. اصلاً يه پاي همه‌ي جنگ‌هاي بشر زن بوده آقا!

مهدي سياسي        اينم از اون نظريات مزخرف راننده تاكسياست!

مهدي آرمان‌گرا         تو منو نااميد مي‌كني. پس فرق تو با يه لبو‌فروش چيه؟

مهدي بي‌چاره          اون لبو مي‌فروشه، من كلمه!

مهدي قانع               هركسي را بهر كاري ساختند!

مهدي آرمان‌گرا         احمقانه‌ست، رقّت‌آوره!

مهدي سياسي        يه همچين نويسنده‌اي‌رو بايد فرستاد سيبري!

مهدي بي‌چاره          ولم كنيد! مخمو خورديد! سرم رفت!

مهدي شهوت‌ران       پاشو يه زنگ به دوست‌دخترت بزن...!

مهدي بي‌چاره          نمي‌خوام، دست از سرم بردار. اصلاً نمي‌نويسم. آ... بفرماييد.

مهدي آرمان‌گرا         نويسنده‌اي كه قلم زمين بذاره، يعني مرده!

مهدي سياسي        نويسنده‌اي كه سوي قلمش مشخص نباشه، همون بهتر كه بميره.

مهدي قانع               هرچي خدا بخواد همون مي‌شه!

مهدي شهوت‌ران       آخرشم سرطان پروستات مي‌گيري مي‌ميري بدبخت!

مهدي بي‌چاره          اصلاً اين هفته ديالوگ بي‌ديالوگ!

پايان

مهدي شفيعي زرگر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 23:55  توسط مهدی شفیعی زرگر  |